السيد الخميني
مقدمة الآشتياني 69
مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية
مراد از « طين » و « طينت » در روايات ، گل يا عنصر خاكى نمىباشد . چه آن كه « طينت » به معناى أصل ومادة اى است كه مناسبت با مخلوقات دارد . واين طينت ، يا طين ، به حسب مراحل ومراتب متفاوت است . گاه از آن به « هباء » به معناى مادهء ممكن نيز تعبير شده است . ومراد از « خلق » تقدير ، ومقصود از « ظلّ » وجود ذرّى تبعي است كه به وجود خاص خود موجود نباشد ، بلكه به وجود تبعي در عالم قدر اوّل ، كه از آن به « قضا در مرتبهء علم » نيز تعبير شده است ، متحقق باشد . كلمهء « ظلّ » و « اظلال » در روايات مأثور از أهل بيت ، صلى الله عليهم وسلم ، بسيار وارد شده است . در همين باب مفضّل از أبو عبد الله ، امام جعفر صادق ، عليه السلام ، سؤال مىكند : كيف كنتم حيث كنتم في الأظلَّة ؟ [ قال عليه السلام ] : كنّا عند ربّنا ليس عنده أحد غيرنا في ظلَّة خضراء ، نسبّحه ونقدّسه ونهلَّله نمجّده ، وما من ملك مقرّب ولا ذي روح . « 51 » از آن جا كه عين ثابت كمل از عترت ونيز عين قدرى حضرت ختمى مقام سمت سيادت بر أعيان وصور قدريهء أنبيا وأوليا وديگر موجودات دارد ، در مقام تقدير علمي مقدمند بر كافهء ذرارى وجود . واين تقدم زماني نيست بلكه تقدم مطلق بر مقيد است . وبه همين ملاحظه امام ، عليه السلام ، فرمود : كنا عند ربّنا ليس عنده أحد غيرنا . ونفرمود : ليس فيها أحد غيرنا . تعبير به « ظلَّة خضراء » و « أظلَّه » در كيف كنتم في الأظلَّة با ملاحظهء اين جهت است كه از تحقق خارجي آن بزرگواران ، خصوصا حضرت ختمى مقام ، به « نور » تعبير شده است كه مسلما آن حضرت اوّلين صادر از حق است كه به عبارات مختلف در آثار خاصه وعامه از آن حقيقت باهر مطلق تعبير به أوّل ما خلق الله روحي ونيز أوّل ما خلق الله نوري ، ودر حديث جابر ، رضي الله عنه ، بنا به نقل عامه وخاصه : أوّل ما خلق الله نور نبيّنا شده است . أحاديث از طرق عامه وخاصه در خلقت « نوري »
--> « 51 » - منبع پيشين ، ج 2 ، ص 327 .